از سییاحت تا زیارت:

به نام ایزد بی همتا.
درود و هزاران درود دل انگیز بر یکایک شما مهرورزان.
با کلی خاطره ی شیرین از سفر های مارکوپولو, در دنیای برتر خودمون خدمت رسیدم که امیدوارم بپسندید و شما هم در شادی های من شریک و سهیم گردید.
همان گونه که میدانید. مدت های مدیدیست که بنده شدیدا وقف گره گشایی امور زندگی عزیزان همنوع خودم شده ام. و از دو سال پیش که پام شکسته بود از رفتن به سفر و۳ نقطه فاصله گرفتم.
بالاخره روزی برای برنامه های رادیو ای، در رادیو آنلاین و به خاطر بالا تر بردن کیفیت، در ضبط آموزش هایم برای مجموعه تصمیم گرفتم که یک میکروفون استریو ای بخرم. دیریست که برای خودم وقتی صرف نکرده ام.
سر انجام روزی یک بهانه، از طرف مجموعه، مرا بر آن داشت تا بار و کوله بار سفرم را ببندم و عازم سفری پر ارزش و پر برکت شوم.
بنا بر این تصمیم گرفتم خاطرات مسافرت دل ربای خودم را با شما نیک رویان به اشتراک بگذارم و در ضمن به این بهانه ی قشنگ, رسم قدر دانی و سپاسگذاری را در حق دوستان با مرام و میزبان های عزیزتر از جانم در نهایت کمال به جای آورم.
برویم سراغ سفر:
دیر زمانی بود که دوستان نازنینم نظیر آقای غلامزاده ی گل, بله آقا محسن عزیزم را میگم. به کرات, از من دعوت به عمل آوردند تا جهت تغییر آب و هوا و تفرج خاطر، به منزلشان بروم و یک مسافرت زیارتی سییاحتی را سپری کنم.
بار ها برادر و دوست شفیق و نازنینم، آقای یگانه ی عزیز، با آغوشی باز پذیرای حضورم در تهران، شده بود. ولی همیشه به شکلی قسمت نمیشد.
در نهایت، دست سرنوشت این میهمانی با شکوه را برایم رقم زد.
از خانه و خانواده ی محسن دوست داشتنی و میهمان نوازیشان چه بگویم که زبان در وصف تمامی الطافشان قاصر است و قلم نا توان.
از برکات سفر،‌ همین بس که امام کرامت و جود، در همان ابتدای ورود من به مشهد مقدس، با غذای حضرت، آن هم یک قیمه بادمجان خیلی خیلی خوشمزه, عنایت ویژه ی خود را نسبت به منه حقیر, آغاز نمود.
بنده حدود یک دهه و اندی بیشتر, در نزد محسن جان بودم.
طی این مدت چیز های زیادی تجربه کردم که هر یک از تجربیاتم اقیانوس بیکرانی حرف گفتنی در بر دارند.
با انواع دوستان محسن مراوده پیدا کردم دوستانی چون علیرضا میر حسینی که حسابی از اینترنتش استفاده کردم، علیرضا پسر خوبی بود با تنز هایی که درست میکرد ما را میخندوند و ما را شاد میکرد، علیرضا متشکرم.
آقای ناتوان از دوستان بینای محسن بود که خدا میدونه چقدر برامون زحمت کشیده امیدوارم هرچی از خدا میخواهد خدا بهش بدهد. میکروفون و ابزار مطلوبم را خریدم.

در یکی از روز ها به موبایل فروشی ی دوست محسن رفتیم و گوشی محسن را با گوشی ی نوکیا عوض کردیم.

به زیارتی بی بدیل و خیلی دل چسب رفتیم

به رستوران رفتیم; وقتی وارد رستوران شدیم انگار محسن میدونست غذا ی مورد نظر من چیه قورمه سبزی در خواست داد.
به کافی‌شاپ رفتیم و در محافل گرم دوستانه و هیأت ها بودیم و۳ نقطه

خلاصه با توشه ای پر پَر و پیمون, از خاطرات نادر و زیبا به سفر مشهد پایان دادم و با قطار به سوی تهران بزرگ روانه شدم.

خوردن جوجه کبابی که خواهرم برام گذاشته بود در قطار میچسبید، خواهری که شاید یک ساله در فزای مجازی میشناسمش ولی به عنوان یک خواهر واقعی در قلبم جا گرفته است.

در تهران هم انصافا آقای یگانه و خانواده ی محترم ایشان در رسم مهمان نوازی, برایم سنگ تمام گذاشتند و با نهایت احترام و اکرام به من خیلی خوش گذراندند و جناب یگانه با یاد بود و ارمغان بی نظیری که بر من عطا فرمود, موجب شد تا نشانی از خاطرات تهران را با خود همراه سازم. برادرم صبح خیلی زود مرا به اداره اش برد. مدتی هم به خاطر من مرخصی گرفت و چه هزینه ها که برایم خرج کرد.

صبحانه و ناهار را در محل کارش خوردیم شام را در خانه اش خوردیم هنوز که هنوزه مزه ی اون شام زیر زبونمه دقیقا شام غذای مورد علاقه ی من بود یک قرمه سبزی خوشمزه که همینجا از خانم آقای یگانه نهایت تشکر را دارم
لازم به ذکر میدانم که از برخی از دوستان مهرورز که نامشان در این پست نیامده ولی همانند یک خانواده، موجبات لذت من از مسافرت را فراهم نمودند, بی نهایت و از صمیم قلبم تشکر کنم.
در این مسافرت گاه فرد بینا کنارم بود مانند دوست محسن آقای ناتوان، برادر گل و پر تلاشم که قلبی شفاف داشت. او برایمان خیلی زحمت میکشید. گاهی هم بسته به شرایط, هم در تهران هم در مشهد، پیش می آمد که بدون فرد بینا و کاملا مستقل، با افرادی نابینا بیرون بروم, خرید کنم, غذا بخورم و۳ نقطه البته با همنوع و مستقل بیرون رفتن برایم به وفور لذت بخش بود.
و در نهایت با چمدان و توشه، از تهران راهی دیار خودم شدم.
امیدوارم زندگیتان پر از سفر و سفر هایتان همیشه بی خطر باد.
تا پست دیگر، همیشه خوش باشید و بدرود.,

درباره محمد شریفی

به نام خدا من محمد شریفی هستم اهل چهار مهال و بختیاری نابینای مطلق.در زمینه بخش نرم افزاری ی مبایل تعمیرات لوازم برقی فعالیت میکنم.خدمت کردن به دوستانم را دوست میدارم زیرا هر انسان بهتر است هرچه میداند را به دیگران بیاموزد و از دیگران یاد بگیرد.در سال 1395 گروه دنیای روشن را در واتسپ ایجاد نموده ام که این گروه در زمینه ی آشپزی خوانه داری مهارت های زندگی و ازدواج فعالیت میکند. در سال 1396 گروه پرسمان را به وجود آورده ام این گروه در زمینه ی پاسخ گویی به سوالات شما در زمینه ی رایانه و مبایل فعالیت میکند. کاری ازم بر بیاد برای حل مشکلات دیگران انجام میدهم دوست دارم همه به عنوان یک دوست بهم نگاه کنن نه یک مدیر. ارتباط با من برا دعوا کشتنم در تلگرام و اسکایپ 09130682972
این نوشته در ایران گردی, خاطره, گردشگری ارسال و , , , , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

11 دیدگاه دربارهٔ «از سییاحت تا زیارت:»

  1. یک دنیای برتری می‌گوید:

    درود برادر گرامی زیارت قبول امیدوارم بهتون خوش گذشته باشه منظور شما از گوشی های نوکیا سیمبین بوده یا اندرید.

    • محسن غلامزاده می‌گوید:

      سلام به شما ببخشید که به جای محمد جواب میدم منظور از گوشی نوکیا همین گوشیهای نوکیا اندروید هست که جدیدا وارد بازار شدن

      • زهرا آیت می‌گوید:

        سلام. ببخشید میشه بفرمایین گوشیهای نوکیا برای نابینایان مناسبتره یا سامسونگ؟ منظورم گوشیهای اندرویده و با توضیحات میخواستم مزایا و مشکلات هر کدوم رو بدونم.

        • محمد شریفی می‌گوید:

          سلام. قتعن نوکیا بهتره.

          در نوکیا وقتی کسی تماس میگیرد ایسپیک شماره را میخوانَد و میگوید با کدام سیم کارت تماس گرفته شده است.

          در نوکیا برای عدم پاسخ به تماس نیاز نیست دنبال گزینه ی رد بگردین کافیست گوشی را بر عکس کنید تا تماس قط شود.

          اسپیکر گوشی های نوکیا پایین صفحه قرار دارد پس برای شنیدن صدای صفحه خوان نیاز نیست مثل گوشی های سامسونگ گوشی را بر عکس کنید که اسپیکر گوشی تو گوشتان باشد و صفحه ی گوشی به سمت بینا ها.

          در گوشی های نوکیا از اندرید خام استفاده شده پس شما در گوشی های نوکیا به برنامه های گوگل دسترسی دارید و گوشی های نوکیا سری تر از گوشی های سامسونگ بروز میشوند.

          دوستانی که قصد خرید نوکیا ۵ را دارند ما ۳۰۰ تومن ارزان تر از بازار این گوشی را میفروشیم.

    • محمد شریفی می‌گوید:

      سلام قبول حق، از نظر شما متشکرم

  2. زهرا آیت می‌گوید:

    سلام. خیلی جالب بود. خوشحالم که بهتون خوش گذشته.
    زیارتتون هم قبول و خدا خیر بده به هرکی باعث خوشحالی شما و دیگران باشه.
    راستش نگران بودم خیلی وقته سایت به روز نشده بود و برام سؤال بود چرا خیلی وقته مطلب جدیدی اینجا نوشته نمیشه؟
    من که سعادت نشد آیدیم اینجا قبول بشه و تا الآن که نتونستم مطلبی اینجا منتشر کنم.
    بازم خوشحالم که سایت پابرجاست و مطالب عالی اینجا میخونم.

    • محمد شریفی می‌گوید:

      سلام قبول حق ممنونم از لطف شما درمورد مشکل لاگین شدنتون به سایت هم تماس بگیرید تا مشکلتون را بر طرف کنیم

  3. Soulmaz می‌گوید:

    سلام. وقتتون بنیکی
    زیارت قبول. ایشالا که خوش گذشته باشه

    انشاء همیشه شاهدِ خوشیاتون باشیم.

    معرفتِ دوستاتون اِی وَل داره
    ولی این مسافرتِ طولانی
    مشخصه که فاکتور گرفتینا!

    ولی سوقاتِ خوبی بِهِمون دادین

    همیشه توی مسافرت ,

  4. علیرضا خان می‌گوید:

    با درود. خسته نباشی آقای شریفیه بزرگ. من اگه کاری کردم ک بهت خوش بگذره خدایی وظیفه بود. در ضمن. نمیخام پاچه خاری کنم آقا غلامزاده با خانمه محترمش تک هستند. تک

    • محمد شریفی می‌گوید:

      سلام علی رضا شما به من لطف داری این مردونه گی تو نشون میده. درمورد محسن و خانمش قتعن همینطوره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

1 × 4 =