باز هم با خنده ات اعجاز کن.

 باز هم با خنده ات اعجاز کن
… 
 پا بکوب و لج کن و راضی نشو 
 با کسی جز عشق همبازی نشو

 بچه های کوچه را هم کن خبر 
 عاقلی را یک شب از یادت ببر

 خاله بازی کن به رسم کودکی 
 با همان چادر نماز پولکی

 طعم چای و قوری گلدارمان 
 لحظه های ناب بی تکرارمان

 مادری از جنس باران داشتیم 
در کنارش خواب آسان داشتیم

 یا پدر اسطوره دنیای ما
 قهرمان باور زیبای ما

 قصه های هر شب مادربزرگ 
 ماجرای بزبز قندی و گرگ
· 
· 
· 
· غصه هرگز فرصت جولان نداشت 
· خنده های کودکی پایان نداشت

· هر کسی رنگ خودش بی شیله بود 
· ثروت هر بچه قدری تیله بود

· ای شریک نان و گردو و پنیر ! 
· همکلاسی ! باز دستم را بگیر

· مثل تو دیگر کسی یکرنگ نیست 
· آن دل نازت برایم تنگ نیست ؟

· حال ما را از کسی پرسیده ای؟ 
· مثل ما بال و پرت را چیده ای ؟

· حسرت پرواز داری در قفس؟ 
· می کشی مشکل در این دنیا نفس؟

· سادگی هایت برایت تنگ نیست ؟ 
· رنگ بی رنگیت اسیر رنگ نیست ؟

· رنگ دنیایت هنوزم آبی است ؟ 
· آسمان باورت مهتابی است ؟

· هرکجایی شعر باران را بخوان 
· ساده باش و باز هم کودک بمان

· باز باران با ترانه ، گریه کن ! 
· کودکی تو ، کودکانه گریه کن!

· ای رفیق روز های گرم و سرد 
· سادگی هایم به سویم باز گرد!

درباره سید حسین یگانه

این جانب سید حسین یگانه، 45 ساله، متولد آذربایجان شرقی، رشته فعالیت، کامپیوتر و تجهیزات مخابراتی، تکنسین دستگاه های پاناسونیک
این نوشته در دسته‌بندی نشده ارسال و , برچسب شده است. افزودن پیوند یکتا به علاقه‌مندی‌ها.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

12 − هشت =