دسته‌ها
آشنایی با دارو های گیاهی آموزش آموزش های صوتی آموزش های متنی اجتماعی اخبار روز اخبار نابینایان اطلاع رسانی اندرید ایران گردی برنامه های کاربردی بیو گرافی پزشکی و سلامت تاریخ و جامعه ترفند تکنولژی تلفن همراه جهان گردی حرف‌های خودمونی حوادث خاطره خودرو دانستنی ها دسته‌بندی نشده دل‌نوشته روانشناسی زبان صفحه خوان ها علم و فناوری غذا فیلم های صوتی کامپیوتر کتاب گردشگری متفرقه مذهبی مصاحبه معرفی ربات های کاربردی معلولین مهارت های ادبی: مهارت های زندگی موجودات عجیب موسیقی نابینایان نوشیدنی وب ویندوز

درخواست همکاری

بازدیدها: 11

با سلام و احترام محضر همه اعضا و کاربران محترم دنیای برتر.
امیدواریم با اندک تغیراتی که در تیم مدیریت دنیای برتر صورت گرفته است، بتوانیم با مطالب جدید و بروزتر به میان شما خوبان بیاییم.
همچنین مدیریت دنیای برتر از همه اعضا و کاربران فعال خود، اعم از ارسال آموزش و مطلب و مشارکت در برنامه های خود دعوت به همکاری مینماید.
عزیزانی که قصد همکاری با وب سایت دنیای برتر دارند، میتوانند در قسمت نظرات همین پست درخواست خود را اعلام یا به نشانی doniayebartar222@gmail.com درخواست خود را ارسال نمایند

همچنین از دوست و برادر خوبم جناب آقای شریفی نیز بی نهایت ممنونم که در این مدت سعی در بروز نگهداشتن وب سایت دنیای برتر داشتند و قول دادن از این پس نیز
در کنار ما باشند و از مطالب و فایل های آموزشیشان بهره مند شویم.

دسته‌ها
ایران گردی خاطره گردشگری

از سییاحت تا زیارت:

بازدیدها: 148

به نام ایزد بی همتا.
درود و هزاران درود دل انگیز بر یکایک شما مهرورزان.
با کلی خاطره ی شیرین از سفر های مارکوپولو, در دنیای برتر خودمون خدمت رسیدم که امیدوارم بپسندید و شما هم در شادی های من شریک و سهیم گردید.
همان گونه که میدانید. مدت های مدیدیست که بنده شدیدا وقف گره گشایی امور زندگی عزیزان همنوع خودم شده ام. و از دو سال پیش که پام شکسته بود از رفتن به سفر و۳ نقطه فاصله گرفتم.
بالاخره روزی برای برنامه های رادیو ای، در رادیو آنلاین و به خاطر بالا تر بردن کیفیت، در ضبط آموزش هایم برای مجموعه تصمیم گرفتم که یک میکروفون استریو ای بخرم. دیریست که برای خودم وقتی صرف نکرده ام.
سر انجام روزی یک بهانه، از طرف مجموعه، مرا بر آن داشت تا بار و کوله بار سفرم را ببندم و عازم سفری پر ارزش و پر برکت شوم.
بنا بر این تصمیم گرفتم خاطرات مسافرت دل ربای خودم را با شما نیک رویان به اشتراک بگذارم و در ضمن به این بهانه ی قشنگ, رسم قدر دانی و سپاسگذاری را در حق دوستان با مرام و میزبان های عزیزتر از جانم در نهایت کمال به جای آورم.
برویم سراغ سفر:
دیر زمانی بود که دوستان نازنینم نظیر آقای غلامزاده ی گل, بله آقا محسن عزیزم را میگم. به کرات, از من دعوت به عمل آوردند تا جهت تغییر آب و هوا و تفرج خاطر، به منزلشان بروم و یک مسافرت زیارتی سییاحتی را سپری کنم.
بار ها برادر و دوست شفیق و نازنینم، آقای یگانه ی عزیز، با آغوشی باز پذیرای حضورم در تهران، شده بود. ولی همیشه به شکلی قسمت نمیشد.
در نهایت، دست سرنوشت این میهمانی با شکوه را برایم رقم زد.
از خانه و خانواده ی محسن دوست داشتنی و میهمان نوازیشان چه بگویم که زبان در وصف تمامی الطافشان قاصر است و قلم نا توان.
از برکات سفر،‌ همین بس که امام کرامت و جود، در همان ابتدای ورود من به مشهد مقدس، با غذای حضرت، آن هم یک قیمه بادمجان خیلی خیلی خوشمزه, عنایت ویژه ی خود را نسبت به منه حقیر, آغاز نمود.
بنده حدود یک دهه و اندی بیشتر, در نزد محسن جان بودم.
طی این مدت چیز های زیادی تجربه کردم که هر یک از تجربیاتم اقیانوس بیکرانی حرف گفتنی در بر دارند.
با انواع دوستان محسن مراوده پیدا کردم دوستانی چون علیرضا میر حسینی که حسابی از اینترنتش استفاده کردم، علیرضا پسر خوبی بود با تنز هایی که درست میکرد ما را میخندوند و ما را شاد میکرد، علیرضا متشکرم.
آقای ناتوان از دوستان بینای محسن بود که خدا میدونه چقدر برامون زحمت کشیده امیدوارم هرچی از خدا میخواهد خدا بهش بدهد. میکروفون و ابزار مطلوبم را خریدم.

در یکی از روز ها به موبایل فروشی ی دوست محسن رفتیم و گوشی محسن را با گوشی ی نوکیا عوض کردیم.

به زیارتی بی بدیل و خیلی دل چسب رفتیم

به رستوران رفتیم; وقتی وارد رستوران شدیم انگار محسن میدونست غذا ی مورد نظر من چیه قورمه سبزی در خواست داد.
به کافی‌شاپ رفتیم و در محافل گرم دوستانه و هیأت ها بودیم و۳ نقطه

خلاصه با توشه ای پر پَر و پیمون, از خاطرات نادر و زیبا به سفر مشهد پایان دادم و با قطار به سوی تهران بزرگ روانه شدم.

خوردن جوجه کبابی که خواهرم برام گذاشته بود در قطار میچسبید، خواهری که شاید یک ساله در فزای مجازی میشناسمش ولی به عنوان یک خواهر واقعی در قلبم جا گرفته است.

در تهران هم انصافا آقای یگانه و خانواده ی محترم ایشان در رسم مهمان نوازی, برایم سنگ تمام گذاشتند و با نهایت احترام و اکرام به من خیلی خوش گذراندند و جناب یگانه با یاد بود و ارمغان بی نظیری که بر من عطا فرمود, موجب شد تا نشانی از خاطرات تهران را با خود همراه سازم. برادرم صبح خیلی زود مرا به اداره اش برد. مدتی هم به خاطر من مرخصی گرفت و چه هزینه ها که برایم خرج کرد.

صبحانه و ناهار را در محل کارش خوردیم شام را در خانه اش خوردیم هنوز که هنوزه مزه ی اون شام زیر زبونمه دقیقا شام غذای مورد علاقه ی من بود یک قرمه سبزی خوشمزه که همینجا از خانم آقای یگانه نهایت تشکر را دارم
لازم به ذکر میدانم که از برخی از دوستان مهرورز که نامشان در این پست نیامده ولی همانند یک خانواده، موجبات لذت من از مسافرت را فراهم نمودند, بی نهایت و از صمیم قلبم تشکر کنم.
در این مسافرت گاه فرد بینا کنارم بود مانند دوست محسن آقای ناتوان، برادر گل و پر تلاشم که قلبی شفاف داشت. او برایمان خیلی زحمت میکشید. گاهی هم بسته به شرایط, هم در تهران هم در مشهد، پیش می آمد که بدون فرد بینا و کاملا مستقل، با افرادی نابینا بیرون بروم, خرید کنم, غذا بخورم و۳ نقطه البته با همنوع و مستقل بیرون رفتن برایم به وفور لذت بخش بود.
و در نهایت با چمدان و توشه، از تهران راهی دیار خودم شدم.
امیدوارم زندگیتان پر از سفر و سفر هایتان همیشه بی خطر باد.
تا پست دیگر، همیشه خوش باشید و بدرود.,

دسته‌ها
آموزش آموزش های متنی اندرید برنامه های کاربردی تکنولژی تلفن همراه گردشگری نابینایان

گریز از ترافیک خیابانهای شلوغ شهری

بازدیدها: 98

با سلام به شما کاربران و میهمانان گرامی سایت دنیای برتر.

شاید مدتها باشه که اسم خودم را به عنوان یکی از ادمینهای این سایت گذاشتم.
اما هرگز فرصت دست نداده دست به کلید بشم و یکی دو مطلب مفید درج کنم.
اما بعد مدتها امروز با یک آموزش متفاوت به میان شما آمدم تا بتوانید تا حدودی از مشکلات شهری بگریزید و حوصلتون سر نره.

امروزه با پیشرفت تکنولوژی، مشکلاتی نیز برای شهر نشینها به وجود می آید که گاهی واقعا خارج از حوصله است و حسابی رو اعصاب میره.
فکر خودتون را خیلی مشغول نکنید، منظورم رانندگی در شهر های بزرگ و پر ترافیک است که دیگه همگی باهاش آشناییم.
گرچه همه ما میدونیم اگر بخواهیم به عنوان یک وظیفه انسانی و نه فقط بخاطر تعهد به قوانین راهنمایی و رانندگی
برخی مسائل را به هنگام رانندگی رعایت کنیم هم کمکی به خودمان کردیم و هم به سلامت شهر و راننده های دیگه،
اما هالا که این فرهنگ در جامعه ما جا نیفتاده و هر کس کار خودشو میکنه، باید فکر چاره کنیم تا ناچار نشیم ساعتها پشت ترافیک چرت بزنیم.
امروز با معرفی یک مسیریاب بسیار مفید به میان شما آمدم تا با استفاده از آن بتوانید از خیابانهای پر ترافیک، پلیس و دوربینهای کنترل سرعت آگاه شده و بگریزید.
البته بماند که گاهی مسیر بدون ترافیک یا کم ترافیکی یافت نمیشود و کاری هم از دست هیچ نرم افزار یا مسیریابی ساخته نیست و چاره ای جز تحمل نداریم. اما باز کاچی بهه از هیچه.
نرم افزار waze یک مسیریاب بسیار مفید و دقیق است که امروزه نسبت به سایر اپلیکیشنهای دیگه مورد استفاده بسیاری از
راننده های  دیگه میباشد.
این نرم افزار هم در مسیرهای پر ترافیک به راننده کمک میکند و هم در یافتن مقصد و مکانهایی که شخص راننده به اون محیط
آشنایی ندارد.
نرم افزار waze با دارا بودن یک محیط بسیار متفاوت و کاربری آسان، به مخاطبان خود کمک میکند با خیال راحت رانندگی کنند و به مسیری که انتخاب کردن، به دو شیوه بینایی و گفتاری هدایت شوند.
بسیاری از نرم افزار های مسیریاب، از جمله گوگل مپ در صورتی که راننده از مسیری که انتخاب کرده خارج شود، دچار مشکل میشوند و از ادامه هدایت باز میمانند.
اما در waze به این مشکل اندیشیده شده و در کمتر از ثانیه ای مسیر جدیدی پیش روی راننده قرار میگیرد.
نرم افزار waze در سال ۲۰۰۶ توسط  یک کمپانی اسراییلی تولید شده و در سالهای: ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ جزء بهترین
مسیریاب های جهان شناخته شده و موفق به کسب جایزه شده.

برای استفاده از این نرم افزار ما نیاز به اینترنت داریم تا از لحظه به لحظه اتفاقات پیش روی خود مطلع شویم.
اما اگه بطور اتفاقی ارتباط اینترنت ما قطع هم شود، waze ما را تنها نمیگذارد و ما همچنان میتوانیم به مسیر خود ادامه دهیم.
زبان اصلی این برنامه بصورت پیش فرض انگلیسی بوده و از زبان شیرین پارسی نیز پشتیبانی میکند.
در اینجا به برخی از امکانات waze و نحوه نصب و تنظیمات آن اشاره خواهیم کرد.
۱: امکان جستجوی مسیر بصورت نوشتاری و صوتی.
۲: راهنمایی در طول مسیر بصورت نمایش نقشه و یا پخش راهنمای صوتی.
۳: امکان زخیره مکانهایی که مرتبا استفاده میکنیم به عنوان مقصدهای پر کاربرد.
۴: اشتراک گذاری مکان با دوستان و دیگر مخاطبان.
۴: اعلام گزارش و ساعت رسیدن به مقصد.
۵: امکان گرفتن فایل پشتیبان از اطلاعاتی که در نرم افزار دادیم و باز گردانی مجدد آن در صورت پاک شدن یا حذف و نصب مجدد برنامه.
۶: اعلام هشدار صوتی در زمان نزدیک شدن به دوربینهای کنترل سرعت، پلیس و خطرات احتمالی.
۷: امکان گزارش گیری از سفر های پیشین.
نحوه دانلود، نصب و تنظیم نرم افزار.
نرم افزار را پس از دانلود بر روی گوشی همراه خود نصب و تنظیمات زیر را انجام دهید.
۱: پس از نصب نرم افزار، گزینه چرخ دنده ای را در بالای گوشی لمس کرده و
۲: سپس دکمه شکل آچار را که در گوشه بالا قرار دارد و دکمه تنظیم است را لمس کنید و وارد قسمت تنظیمات شوید.
۳: برای تنظیم منوی برنامه گزینه genral، جنرال را انتخاب و سپس از لیست زبانهای موجود، گزینه پارسی را انتخاب کنید.
۴: برنامه درخواست راه اندازی مجدد میکند که این کار را انجام دهید.
۵: این بار وقتی وارد برنامه میشوید، با منوی فارسی روبرو میشوید که کار را آسانتر کرده است.
۶: مجددا وارد قسمت تنظیمات شده و این بار گزینه راهنمای صوتی یا صدا و اوا را انتخاب کنید.
۷:  از لیست صداهای موجود صدای ساسان که راهنمای صوتی فارسی است را انتخاب کنید.
۸: در آخر یکی از گزینه های: سفر خود را شروع کنید یا آماده حرکت هستید را انتخاب کنید و کار تمام است.

شما کاربران گرامی میتوانید آخرین ورژن نرم افزار waze را از لینک زیر دانلود کنید.

دانلود

دسته‌ها
دانستنی ها گردشگری

۱۰ حقیقت جالب و خواندنی درباره کشور سوییس که نمی دانید

بازدیدها: 57

کشور زیبای سوییس به داشتن بانک های قابل اعتماد، شکلات های فراوان و رشته کوه های آلپ که گاوهای منطقه ی آن بهترین شیر دنیا را دارند شهرت دارد. اما این ها شگفت انگیزترین چیزهایی نیستند که در کشور سوییس خواهید یافت.
۱- پایتخت و رئیس جمهور ندارد
شهر برن پایتخت رسمی کشور سوییس نیست و شخص اول کشور در حقیقت رئیس کنفدراسیون سوییس است نه رئیس جمهور آن. در این کشور چهار زبان رسمی وجود دارد. شهروندان سوییسی حق لغو قوانین مصوب پارلمان کشور را دارند و هیچگونه درگیری نژادی ای در این کشور وجود ندارد.
۲- آزاد اندیشانه ترین قوانین را درمورد اسلحه دارد
از آنجایی که این کشور در هیچ درگیری نظامی دخالت ندارد، بسیاری از مردم تصور می کنند سوییس سرزمین مردمان صلح طلب است. اما این مسأله کاملا درست نیست. در سوییس خدمت سربازی اجباری است و از سن هجده سالگی آغاز می شود. بیشتر جمعیت مردان در نیروی ذخیره ی ارتش هستند، به همین دلیل مردان در خانه اسلحه نگهداری می کنند و برای استفاده از آن در هر زمانی آماده هستند.
در این کشور ۸ میلیون جمعیت و ۴ میلیون اسلحه وجود دارد (برای هر ۱۰۰ نفر۵۰ اسلحه). با این حال، سوییس در دنیا پایین ترین نرخ ارتکاب جرم را دارد. علاوه بر این، فروش مشروبات الکلی تنها از ساعت ۱۰ شب شروع می شود.
۳- رشوه خواری امری قانونی است
در سال ۲۰۱۷، سوییس در رتبه ی سوم فهرست کشورهایی قرار گرفت که مبارزه ای جدی و فعال در زمینه ی رشوه خواری دارند. اما نکته ی عجیب آن است که کشور سوییس تصمیم گرفت رشوه را به عنوان شکلی از پرداخت برای خدمات ویژه قانونی کند. آن ها تصور می کنند این کار از مبارزه با رشوه خواری موثرتر است.
۴- جریمه ها بر اساس درآمد افراد محاسبه می شود
بیشترین جریمه ی رانندگی با سرعت غیر مجاز در دنیا متعلق به کشور سوییس است. اما جریمه ها در این کشور ثابت نیستند و بر اساسا میزان درآمد شهروندان محاسبه می شوند. استنباط آن ها از عدالت اینگونه است.
۵- بیشترین صادرات آن در بخش شکلات است
در شهر برن، سالانه بیش از ۷ میلیون قطعه شکلات مشهور «تابلرون» تولید می شود. نوعی شکلات یاقوتی رنگ هم از اختراعات جدید این کشور است.
یکی از شرکت های سوییسی شمش های طلایی تولید می کند که به شکل قطعات شکلات هستند و می توان آن ها را به راحتی به تکه های کوچک تری تقسیم کرد که یک گرم وزن دارند و برای پرداخت هزینه قابل استفاده هستند.
۶- چاقوهای سوییسی در اصل متعلق به رم هستند
چاقوهای سوییسی در اواخر قرن نوزدهم ساخته شدند اما درحقیقت نمونه ی اولیه ی این چاقوها به زمانی دورتر تعلق دارد. در یکی از موزه های کمبریج، یک وسیله ی چند منظوره وجود دارد که در رم باستان ساخته شده است. این وسیله شامل قاشق، چنگال، تیغ، خلال دندان، کاردک و نوعی سیخ است.
تنها بخش چاقوهای سوییسی که در سوییس ساخته نمی شود دربازکن است. این قسمت در کشور ژاپن تولید می شود.
۷- بابا نوئل به همراه یک مرد عجیب می آید
در سوییس بابا نوئل روز ششم دسامبر با کیسه ی بزرگی از آبنبات، کره ی بادام زمینی و نارنگی به دیدن بچه ها می رود. اما او تنها نیست و مرد عجیبی همراه او است که با چهره و لباس هایی سیاه رنگ ظاهری ترسناک دارد. این مرد بچه های شرور را با چوب تنبیه می کند. اما بچه هایی که قول بدهند در سال آینده بچه ی بهتری باشند تنبیه نخواهند شد.
۸- یک هتل روباز دارد
دو برادر سوییسی به نام های  فرانک و پاتریک ریکلین، در میان رشته کوه های آلپ یک هتل روباز افتتاح کردند . یک شب اقامت در اتاق های بدون دیوار و سقف این هتل ۳۰۰ دلار هزینه دارد. این هتل در ارتفاع ۴ هزار پایی از سطح دریا (حدود ۱۲۲ هزار کیلومتر) قرار گرفته است. در اتاق های هتل، علاوه بر تخت دو نفره، میزهای پاتختی و تلویزیون وجود دارد. جالب ترین ویژگی اتاق های این هتل، منظره ی کشور سوییس است که درست در برابر تخت قرار دارد.
۹- اولین برگی که روی درخت بلوط ژنو بروید نماد آغاز بهار است
در شهر ژنو، بیش از ۲۰۰ سال است که سنت ویژه ای درخصوص فرا رسیدن بهار وجود دارد. با رویش اولین برگ بر روی درخت بلوط کنار ساختمان دولت در شهر ژنو، بهار به طور رسمی آغاز می شود. در اغلب مواقع، بهار از ماه مارس (در ماه اسفند) آغاز می شود اما گاهی هم اتفاقات بامزه ای رخ می دهد. برای مثال در سال ۲۰۰۲، اولین برگ درخت در ۲۹ دسامبر (اوایل دی ماه) ظاهر شد یا در سال ۲۰۰۶، رویش برگ ها دوبار و ابتدا در ماه مارس و سپس در ماه اکتبر (آبان) رخ داد.
۱۰- از خوکچه های هندی مراقبت می کنند
مردم سوییس بیش از یک خوکچه ی هندی به عنوان حیوان خانگی دارند. این مسأله به دلیل آن است که دانشمندان پی برده اند این حیوانات در تنهایی بسیار غمگین می شوند و نیاز به یک همدم دارند. به همین دلیل با مرگ یکی از خوکچه های هندی، صاحب آن باید خوکچه ی دیگری بخرد و به این ترتیب سوییسی ها تا آخر عمر از خوکچه های هندی مراقبت می کنند. برای جلوگیری از این مسأله، سرویس ویژه ای برای اجاره ی خوکچه ها در نظر گرفته شده؛ به گونه ای که شهروندان در هر زمان می توانند خوکچه ای را که خریداری کرده اند، به مبلغ نیمی از قیمت اولیه ی آن پس دهند.
در خصوص گربه ها، مردم اجازه دارند تنها یک گربه نگهداری کنند، به شرط آنکه به گربه ی خود اجازه دهند از خانه بیرون برود یا از پنجره گربه های دیگر را تماشا کند. در غیر اینصورت، باید از دو گربه مراقبت کنند.

دسته‌ها
ایران گردی گردشگری

همه ایرانی‌ها باید حداقل یک‌بار به «دَرَک» بروند

بازدیدها: 21

در اولین قسمت از سفرنامه‌های نوروزی، از بم و نخل‌ها و اصالتش نوشتم و خونگرمی مردم آن خطه. امروز قصد دارم از تجربه‌ی به «درک» رفتن خود برایتان بنویسم و بگویم که نسبت درکِ اسفل با درکِ زرآبادِ چابهار، نسبت جهنم است به بهشت!
در درک اسفل، یعنی پایین‌ترین طبقه جهنم، فرد را توان نجات از آتش نیست و او محکوم به عذاب ابدی است. اما در مقابل، درک زرآباد، در استان سیستان‌وبلوچستان همچون لوکیشن فیلم‌های فانتزی است و لحظه‌های مفرح بسیاری دارد؛ خیال کنید روی ماسه‌های ساحل قدم می‌زنید و صدای موج‌های کوتاه و بلند گوش‌هایتان را پر می‌کنند و نسیم دریا صورتتان را نوازش، که ناگهان داغی شن‌های نرمی را روی پاهای خود حس می‌کنید و وقتی سر را بالا می‌گیرید، نخل‌ها و رمل‌های بیابان را می‌بینید و در هیجان این وصالِ حیرت‌انگیز چندین بار انگشت به دهان پشت سر و پیش‌روی خود را تماشا می‌کنید تا مطمئن شوید در هیجان‌انگیزترین نقطه جهان ایستاده‌اید؛ محل تلاقی دریا و کویر. پارادوکسیِ بی‌نظیر که به تازگی در ایرانمان کشف شده و با جادوی منحصربه‌فردش گردشگران بسیاری را به سمت خود جذب می‌کند.
روستای درک زرآباد در استان سیستان‌وبلوچستان
درک آرامش‌ بی‌نظیری دارد. صدای امواج دریا در پس‌زمینه و نشستن روی شن‌های کویر با چشم‌اندازی از نخل‌ها و رمل‌ها به‌سان رویای تحقق‌یافته‌ای است که لازم است دست‌کم یک‌بار در زندگی تجربه کنید.
البته به درک رفتن چندان هم آسان نیست. این روستای تازه شناخته‌شده، نزدیک مرز دریایی دو استان هرمزگان و سیستان‌وبلوچستان و در حوزه بخش زرآباد شهرستان کنارک واقع شده‌‌است و حدود ۱۷۰ کیلومتر از شهر چابهار فاصله دارد. می‌توانید از طریق هوایی یا زمینی به این نقطه کوچک از ساحل دریای عمان برسید و بساط آرامش خود را در آنجا پهن کنید و از نارنجی خاصِ غروبش کیفور شوید.
البته نزدیک‌ترین فرودگاه، کنارک است که حدود ۱۳۵ کیلومتر با درک فاصله دارد. اگرچه از سمت هرمزگان هم پس از طی مسیر ۱۶۰ کیلومتری از جاسک به زرآباد می‌توان به این روستای ساحلی رسید.
روستای درک زرآباد در استان سیستان‌وبلوچستان
روستای درک زرآباد در استان سیستان‌وبلوچستان
اگر قصد دارید با قطار به درک بروید، باید بدانید که نزدیک‌‍‌ترین ایستگاه قطار حداقل ۶۷۰ کیلومتر با چابهار فاصله دارد. بعد از رفتن به یکی از سه شهر کرمان، زاهدان یا بندرعباس با سواری یا اتوبوس باید به چابهار بروید و از آنجا با یک راهنمای محلی خود را به این منطقه برسانید.
به‌صورت کلی هم بد نیست بدانید که فاصله تهران تا چابهار در استان سیستان‌و‌بلوچستان حدود ۱۸۱۳ کیلومتر است که پیمودن این مسیر تقریبا ۲۰ ساعت به‌طول خواهد انجامید.
شاید بتوان گفت علاوه بر تلاقی کویر و دریا که در نوع خود بی‌نظیر است، برخورداری از چهار نمونه ساحل صخره‌ای، ماسه‌ای، شنی و مرجانی در فاصله نزدیک به هم نیز دلیل دیگری برای اثبات منحصربه‌فرد بود این روستا محسوب می‌شود.
مهجور بودن درک در نقشه ایران باعث شده بود تا حتی محلی‌ها هم شناخت درست و کاملی از این منطقه نداشته باشند و در نتیجه برای معرفی آن به گردشگران کنجکاو و کوله‌گردهای ماجراجو نیز هیچ اقدامی صورت ندهند. اما جادوی شبکه‌های اجتماعی و توئیت چند عکس توسط یک کاربر بلوچ، بانی خیر شد تا هم درک شناخته شود و اهالی آن خطه از مزایای گردشگر بهره‌مند شوند و هم گردشگران داخلی با ظرفیت توریستی جذابی آشنا شوند که در جنوب‌شرقی کشورمان خوش‌نشسته و با آب‌های فیروزه‌ای‌ و شن‌های سفید دلربایی می‌کند.
نام این روستا در زبان محلی به معنای سکونت در کنار دره است. بافت روستایی این منطقه فعلا به‌قوت خود باقی است اما به‌گفته مسئولین، قرار است کمپ‌های گردشگری متعددی در سواحل درک مستقر شوند تا پذیرای مسافران بیشتری از سراسر ایران باشد. البته در حال حاضر، خانه‌های بومی و محلی نیز برای اسکان مسافران موجود است و با قیمت‌های نه‌چندان زیاد و با غذاهای محلی مشغول خدمت‌رسانی به گردشگران هستند.
حالا که صحبت از غذا شد، باید به یک نوشیدنی دلچسب و خوش‌طعم به نام «چای‌شیر» اشاره کنم که عطری دلپذیر و طعمی متفاوت داشت و توصیه اکید دارم که در صورت سفر به سیستان‌وبلوچستان حتما این نوشیدنی را امتحان کنید.
چای شیر
محلی‌ها مدعی بودند که در اطراف چابهار، لبنیات زیادی یافت نمی‌شود و بیشتر خوراک آنها دریایی است. غذاهایشان نیز همگی شامل ماهی و میگو بود که طعم بسیار خوبی داشتند. اگر به خوراکی‌های تند و پرادویه علاقه‌مند هستید، مطمئن باشید که غذاها و چاشنی‌های این منطقه باب میلتان خواهند بود زیرا حسابی تند هستند. یکی از غذاهای جالبی که در منوی رستوران‌ها مشاهده می‌شد، «بریانی» بود. وقتی اسم بریانی می‌شنویم یاد اصفهان می‌افتیم. اما باید بدانید که هیچ‌ربطی به یکدیگر ندارند و بریانی بلوچ‌ها، پلو با مرغ و ادویه مخصوصی است و طعم خوبی دارد.
بریانی مرغ سیستان و بلوچستان
در خانه‌ای که ما اقامت داشتیم، برای صبحانه برایمان نان روغنی سرو کردند که اگرچه چرب بود، اما خوشمزه بود و می‌شد یک نان را کامل خورد و احساس سنگینی هم نداشت.
نان روغنی
در مجموع، سفر به این منطقه تجربه‌ای کاملا متفاوت و جذاب برایتان رقم خواهد زد. همین‌قدر بگویم که صبح با وزش نسیم خنکی چشم‌های خود را باز می‌کنید و از پنجره می‌توانید نخل‌ها و خانه‌های روستایی را در آغوش مِه ببینید و از این همه تضاد دمایی شگفت‌زده شوید و ظهر، زیر تیغ آفتاب پوستتان بسوزد و داغی شن‌ها را زیر پاهایتان احساس کنید. اما همه اینها طوری در کنار هم رقم می‌خورند که فقط زیبایی می‌بینید و گرمای هوا نمی‌تواند لبخندِ ناشی از هیجان‌زدگی را از گوشه لب‌هایتان محو کند.

منبع روزیاتو

دسته‌ها
ایران گردی گردشگری

راهنمای سفر به روستای «زُشک»؛ روستاگردی اطراف مشهد

بازدیدها: 21

ماهنامه همشهری سرزمین من – حسن احمدی فرد: مشهد چندین روستای ییلاقی معروف دارد که پذیرای مشهدی ها و زائرانی است که به این کلانشهر زیارتی آمده اند. عمده این ییلاقات در محدوده کوهپایه های جنوبی کوهستان بینالود و در محدوده شهرستان «طرقبه شاندیز» قرار دارند. «زُشک»، یا آن طور که اهالی و مشهدی های قدیم می گویند «زشک زیبا»، یکی از آن هاست.

زشک، برای اهالی، هنوز همان زشک زیباست و برای مسافران در روزهای شلوغ شهر مشهد، جایی برای استراحت و تفریح.

راهنمای سفر به روستای «زُشک»؛ روستاگردی اطراف مشهد

چه بخوریم؟

کباب های معروف: در مسیر زشک و حوالی روستای «ابرده» می توانید کباب شاندیز یا کوبیده را امتحان کنید. مجموعه گردشگری و رستوران کوروش ابرده، بین میلاد سه و چهار با شماره۰۹۱۵۲۰۲۰۵۱۰ قرار دارد. رستوران ایرانیان ابرده نبش میلان ۲۳ با شماره تلفن ۳۴۲۸۶۵۸۴ و آفتابگردان بین ییلاق ۴ و ۶ با شماره ۳۴۲۸۵۰۷۰(۰۵۱) کباب های محلی دارند.

چطور برسیم؟

در ییلاقات مشهد: زشک یکی از روستاهای ییلاقی اطراف مشهد است که در کمتر از یک ساعت به آن جا خواهید رسید.

روستای «زشک» که از جمله ییلاق های شهر مشهد است، در محور گردشگری شهر شاندیز قرار دارد. برای سفر به زشک ابتدا باید به شهر «شاندیز» بروید. یک جاده مستقیم از پارک وکیل آباد مشهد، شما را به این شهر می رساند. از شاندیز تا زشک، حدود ۱۵ کیلومتر راه است. روستای «ابرده» هم در همین مسیر و در میانه راه شاندیز و زشک قرار دارد. خوبی این ییلاق آن است که می تواند، محل مناسبی برای گردش مسافران پرشمار شهر مشهد، آن هم در تابستان گرم این شهر فراهم کند.

راهنمای سفر به روستای «زُشک»؛ روستاگردی اطراف مشهد

چه می بینیم؟

روستای سقف های شیروانی: باغ های پرمیوه و رودخانه پر آب با آب های سرد، به علاوه بافت سنتی روستا، بهترین مناظری است که می شود در زشک دید.

زشک، یک روستای کوهپایه ای ییلاقی در اطراف مشهد است.

معماری روستا: در زشک، هنوز هم می شود بافت تاریخی روستاهای کوهپایه ای خراسان را دید. خانه هایی با دیوارهای سنگچین و سقف های شیروانی، مشخصه بافت قدیمی این روستاهاست و زشک یکی از بهترین روستاهاست که هنوز هم می شود در آن خانه هایی از این دست دید. چنارهای تنومند و پرسایه دیگر دیدنی زشک است. در باغ های زشک، میوه های تابستانی با بهترین کیفیت به عمل می آید. آلبالو، گیلاس، زردآلو و هلوی زشک معروف است. اگر به این جا سفر کردید، حتما از میوه های نوبرانه تابستانی این روستا بخرید.

چشمه قلقلی: چشمه «قلقلی»، میعادگاه طبیعت گردهای مشهدی است. این چشمه یکی از پرآب ترین و دیدنی ترین چشمه ها در ییلاقات اطراف مشهد است. آب این چشمه، مثل لوله آبی ترکیده، با قُل قُل از زمین می جوشد. برای رسیدن به چشمه باید از روستا در امتداد بالادست رودخانه، به طرف روستای «حیطه» رفت. از زشک تا چشمه قلقلی، چهار کیلومتر راه خاکی است. چشمه قلقلی ابتدای راه صعود به قله های «چمن»، «فِلِسکه» و «شیرباد» هم هست.

راهنمای سفر به روستای «زُشک»؛ روستاگردی اطراف مشهد

قله چمن: «قله چمن» با سه هزار و ۴۰ متر ارتفاع، یکی از قله های کوهستان بینالود است که روستای زشک در دامنه های شمالی آن قرار دارد. این قله با شیب ملایمی که دارد، یکی از مناسب ترین قله ها برای راهپیمایی و کوهنوردی های سبک است. همچنین دامنه های قله چمن، یکی از بهترین رویشگاه های گیاهان خوراکی و دارویی در اطراف زشک است. عمده سبزی های کوهی و گیاهان دارویی که مخصوصا در بهار در این منطقه عرضه می شود از دامنه های قله چمن، چیده شده اند.

قله شیرباد: «قله شیرباد»، بلندترین قله کوهستان بینالود است، این قله با ارتفاع سه هزار و ۳۳۹ متر از سطح دریا، بلندترین قله رشته کوه بینالود است و راه صعود به آن از زشک می گذرد. زشک و حیطه، آخرین روستاهای این مسیر هستند. راه صعود به قله، یک مسیر پاکوب است که از حاشیه رودخانه به سمت ارتفاعات می رود. جان پناه شیرباد هم در این مسیر و ارتفاع سه هزار متری قرار دارد. قله شیرباد بلندترین ارتفاع را در بین سه استان خراسان دارد و به همین دلیل به «بام خراسان» شهرت دارد.

دره نِهِل: «دره نهل»، در دامنه های شرقی قله شیرباد، دره ای سرسبز است که سرچشمه رودخانه زشک در آن قرار دارد. «چشمه نهل» یک چشمه پرآب است که در چمنزاری موسوم به «اولنگ» قرار گرفته است. یکی دیگر از مسیرهای صعود به قله شیرباد هم از همین دره و از کنار چمشه پرآبش آغاز می شود. حاشیه رودخانه زشک در دره نهل، رویشگاه گل های بابونه هم هست.

دسته‌ها
ایران گردی گردشگری

سفر به اردکان؛ دل زدن به کوچه پس کوچه‌های کویر

بازدیدها: 6

هفته نامه همشهری شش و هفت – فرزانه ابراهیم زاده: وقتی اهل سفر باشی و در سرزمینی زندگی کنی که چهارفصل است، همیشه راهی هست که تو را صدا بزند. یکی از مسیرهایی که در نوروز برای سفر هیجان انگیز است، زدن به دل کویر مرکزی و رفتن به استان زیبای یزد است. استانی که البته دیدنی هایش بیش از یک سفر چند روزه یا یک گزارش ساده است. از شمال این استان و منطقه دیدنی اردکان آغاز کرده ایم؛ منطقه ای که به اندازه یک استان دیدنی دارد.

چطور برویم؟

 
برای سفر به اردکان کافی است راهی استان یزد شوید. نخستین شهری که از سمت شمال استان سر راه قرار دارد اردکان است. قطارهایی هم که به سمت شهر یزد می روند در سر راه خود در ایستگاه اردکان توقف دارند و بعد به سمت مرکز استان به عنوان ایستگاه نهایی می روند. ایستگاه قطار اردکان به عنوان چهارراه مرکزی ایران هم شناخته می شود؛

 

 

چرا که این ایستگاه به چهار گوشه ایران دسترسی دارد. البته یادتان باشد که ایستگاه قطار اردکان تا خود شهر ۱۰ دقیقه ای فاصله دارد و در جاده یزد تهران قرار گرفته است. هر چند کاروانسرای تاریخی خرانق هم مکانی برای اقامت دارد اما پیشنهاد می کنیم برای اقامت در یکی از خانه های سنتی شهر اردکان بمانید. خانه هایی که از دوران قاجار و صفویه که شما را در فضای زندگی مردم این شهر از حدود ۳۰۰ سال پیش قرار می دهند.

 
کجا و چه ببینیم؟

 

این سفر همان طور که در ادامه خواهید دید؛ از شهر زیبا و تاریخی اردکان شروع خواهدشد و بعد از دیدن نقاط تاریخی و کوچه های قدیمی و سنتی و بادگیرهایش به سمت «پیر چک چک» در ۷۰ کیلومتری این شهر ادامه پیدا می کند. بعد از دیدن پرستشگاه «پیر چک چک» اگر به سمت شرق حرکت کنید در کمتر از نیم ساعت در روستای تاریخی «خرانق» خواهید بود و می توانید در یکی از منحصر به فردترین بافت های قدیمی و تاریخی ایرانی چند ساعتی وقت بگذرانید و حتی اگر خواستید شب را در کاروانسرای قدیم این شهر سر کنید.

 

 

پرستشگاه پیر چک چک 

 

در ضمن بعد از دیدن این دو منطقه اگر خواستید به اردکان برگردید سر راه تان سری به «پیر هریشت» بزنید و از آن سمت به طرف «عقدا» بروید. بخشی که زادگاه میرزا رضای کرمانی یا همان قاتل ناصرالدین شاه قاجار است و در کنارش غارهای شگفت انگیز «اشکفت» را ببینید. درست است که به کویر مرکزی سفر می کنید که تابستانی گرم و خشک دارد اما در زمستان هم هوای شهرها در شب به زیر سفر می رسد و در روز سرمای آن هر چند به حد شهرهای کوهستانی نمی رسد، اما خشکی هوا سرما را زیر سایه آفتاب بیشتر می کند و باید حسابی خودتان را بپوشانید و منتظر باشید تا در میانه روز کمی گرم تر شود. در هر صورت برای دو فصل پاییز و زمستان لباس همراه تان باشد.

کوچه های مسقف

در شهرهای کویری مانند اردکان همه چیز متناسب با اقلیم ساخته شده. سامانه پیچیده قنات و معماری یکه بادگیرها و کوچه های باریک، بخشی از خلاقیت های معماران زبردست این سامان با اقلیم منطقه است اما در میان این بناها، هیچ یک به اندازه «ساباط ها» جالب و ممتاز به نظر نمی رسند. ساباط ها کوچه هایی با سقف هایی هستند که نه تنها خانه های دو سر کوچه را به هم متصل می کنند که باعث محافظت از مردم در فصل گرم می شوند. این سقف ها به شکلی ساخته می شدند که رهگذران در مسیر خود در سایه قرار بگیرند.

 

کوچه ضیایی یکی از کوچه های قدیمی اردکان است که در بافت قدیم آن قرار دارد. این کوچه از مسجد چرخاب تا خانه ضیایی امتداد دارد. در کوچه ضیایی ساباط های متعددی ساخته شدهاست. همان طور که ساباط ها رامی بینید می توانید مسیر کوچه را بگیری به راهی برسید که به «دربندها»ی مختلف منتهی می شود. این دربندها در معماری سنتی شهرهای کویری از جمله اردکان اهمیت خاصی داشتند. هر دربند ملک افراد شناخته شده محله بود که به سبب قدرت مالی یا نفوذ سیاسی دارای چندین خانه بودند. در ورودی این خانه ها در داخل دربند باز می شد و در ابتدای دربند در نسبتا بزرگ قرار داشت که شب ها بسته می شد و به این ترتیب خانه های داخل دربند از امنیت بیشتر برخوردار می شد.

 

 

کوچه ضیایی 

 

اغلب دربندهای موجود در اردکان متعلق به اوایل قاجار و در محله چرخاب قرار دارند. در این میان دربند «ملاتقی یکی» از پرجاذبه ترین و طولانی ترین دربندهای اردکان است. در این دربند پیچ در پیچ، ۹ خانه قرار گرفته که از میدان بین هاشمی در محله چرخاب شروع می شد و به محله علی بیک می رسد. این دربند از دو دربند داخل هم تشکیل شده است. بخشی از این دربند سفیدکاری و بخشی دیگر آن کاهگی است و هشتی ورودی آن با نقش گچکاری شده شمسه تزیین یافته است. دربندها را هم که دیدید باز به دل کوچه ها بزنید.

 

در پس هر کوچه به گذری و هر گذر به میدانی ختم می شود. این که می گوییم میدان، منظورمان میدان به مفهوم شهری مدرن نیست؛ مقصود جایی است کمی وسیع تر از گذرها که محل تجمع مردم محل بوده. در کنار میدان چرخاب که در همین راه درهم پیچیده قرار گرفته دو نخل بزرگ مسجد «ریزده» را می توانید ببینید. نخل هایی که در عزای امام حسین (ع) و یارانش در کوچه پس کوچه های شهر می توانید پیدا کنید. از میدان چرخاب به سمت شرق حرکت کنید و از کوچه ای که کنار امامزاده محل قرار دارد، بگذرید تا به یکی از مهم ترین بناهای تاریخی شهر اردکان یعنی مسجد جامع برسید.

 

 

نمایی از شهر میبد

شبیه تابلوهای پرویز کلانتری

با هر وسیله ای که به سمت اردکان بیایید نخستین تصویری که از این شهر به یادتان خواهدماند قاب عکسی شبیه تابلوهای معروف پرویز کلانتری است. شهری که مرکز آن شما را به شهری می برد با کوچه های به هم پیوسته با ساباط ها و بادگیرهای بلند و کوتاه و خانه های خشتی اما این تصویری از شهر اردکان است که مرکز منطقه ای به همین نام و بزرگ تر از محدوده شهر است. فاصله میان اردکان تا تهران ۵۶۷ کیلومتر است. این شهر تا یزد ۵۹ کیلومتر فاصله دارد. نزدیک ترین شهر به اردکان میبد است که در ۹ کیلومتری آن ساخته شده.

 
در مسیر رسیدن به اردکان می توانید معادن سنگ و خاک سفالگری و حتی معادن سنگ آهنگ و سنگ های صنعتی اطراف این شهر و میبد را به خوبی ببینید. به همین خاطر شهر میبد یکی از مهم ترین مراکز سفالگری و کاشی کاری ایران نیز به شمار می رود، اما کاشی ها به میبد رفته و معادن در اردکان باقی مانده اند. کاوش های باستان شناسی در اطراف اردکان نشان از سابقه تاریخی طولانی زندگی در اطراف این منطقه دارد. نیایشگاه «پیر چک چک» و «هریشت» از بناهایی هستند که براساس داستان هایی که در منطقه بر سر زبان هاست به دورانی می رسند که مسلمانان به ایران آمدند.

 

 

 

در کنار اینها غار باستانی «اشکفت» قرار دارد که آثاری از دوران پیش از تاریخ را در خود جای داده است. با این همه قدیمی ترین سندی که به نام این شهر اشاره می کند در یکی از سفرنامه های قرن هفتم هجری است که در آن یکی از شیوخ قصد ساختن خانقاهی را در اردکان داشته است. قدمت مسجد جامع اردکان که از مساجد قدیمی در استان یزد است نیز به همین دوران باز می گردد. بافت تاریخی منحصر به فرد اردکان هم سابقه ای بیش از ۸۰۰ سال را نشان نمی دهد.

برای گشت و گذار در اردکان از یاد نبرید که شما وارد یک شهر خشتی کویری شده اید و بخشی از وقت و انرژی خود را باید برای قدم زدن در بافت سنتی شهر بگذارید که در مرکز تاریخی قرار دارد. اردکان به جز مسجد جامع و مسجد «ریزده»، بازار قدیمی و خانه های تاریخی، کوچه هایی دارد که قدم زدن در دل آنها برای ساعت ها می ارزد و لحظه های خوبی را برای تان به همراه خواهدداشت اما این همه جاهای دیدنی اردکان نیست. برای گشتن در شهر می توانید سه محور را انتخاب کنید. نخستین محور همان شهر قدیمی است و محور بعدی بخش زرتشتی است و بعد از این هم می توانید به سمت بافت نسبتا جدیدتر شهر و پارک شهر بروید.

خشت و خاک

خشت و خاک؛ مهم ترین ویژگی شهر اردکان است. برای رسیدن به بخش تاریخی شهر کافی است به سمت خیابان ولی عصر بروید و از آن جا وارد خیابان آیت الله خامنه ای شوید. در دو سوی این خیابان به سمت هر گذری که بروید با بافت تاریخی وارد می شوید. در این بخش چندین محله قرار گرفته که معروف ترین آنها محل کوشکنو، چرخاب، زین الدین و جعفرخان است. البته پیشنهاد ما این است که اگر می خواهید ساباط ها و خانه های تاریخی این شهر را ببینید سمت راست خیابان را در پیش بگیرید

 

و و ارد محله چرخاب و کوشکنو شوید و با نشانه هایی که در دیوارها هست همراه شوید. قدمت این محله براساس شواهد تاریخی و قدمت مسجد جامع اردکان به ۸۰۰ سال می رسد، اما بازسازی دوره قاجاری باعث شده تا بازار قدیمی شهر از میان رفته و بازار جدیدی ساخته شود که به بازار نو معروف است.

نکته: در بافت قدیمی شهرهایی مثل یزد و میبد و اردکان که قدم می زنید خودتان را به دست کوچه ها و بافت بسپارید و همراه آنها بروید و بگذارید گم شوید و خیلی به تابلوهایی که به دیوارهاست توجه نکنید.

 

 

یادگار دوران گذشته

مسجد جامع اردکان در حاشیه دو کوچه قرار دارد و چهار در دارد. فرق نمی کند از کدام در این مسجد- که در دوران تیموری ساخته شده- وارد می شوید. در اصلی از مسجد از کنار هم قرار گرفت صدها قطعه چوب پنج ضلعی ساخته شده است. روی دماغه در، هشت قطعه فلز به شکل مربع قرار دارد که تنها چهار قطعه آن باقی مانده است. مسجد فعلی در زمان صفویه بازسازی شده و مانند سایر بناهای معماری منطقه دو بخش تابستانی و زمستانی از خشت و گل دارد.

 

این مسجد یک ایوانی دارای یک صحن است که گنبدخانه و ایوان و رواق ها در بخشی قرار دارد که به شبستان تابستانی منتهی می شود. هر چند شبستان تابستانی مسجد جامع اردکان از شبستان زمستانی قدیمی تر و ارائه های معماری بیشتری دارد. در زمستانی اگر بعد از اذان مغرب برای دیدن مسجد بروید می توانید بخش های مختلف این بنا را ببینید. یادتان باشد در دیدن از شبستان تابستانی سراغ «محراب نظرکرده» این بخش بروید و آن را از نزدیک ببینید. گنبدخانه و صحن یک ایوانه با رواق هایی در اضلاع شرقی و غربی و همچنین در ورودی و اصلی بنا، رو بهر وی گنبد خانه باز می شود.

قدیمی ترین شیئی که در مسجد جامع اردکان قرار داشت زیلویی بود که در سال ۱۰۱۶ بافته شده بود و در محراب اصلی مسجد پهن می شد و حالا در موزه مردم شناسی شهر اردکان است که کمی آن سوتر از مسجد در کوچه ای قرار گرفته که حوزه علمیه شهر قرار دارد. موزه مردم شناسی خصوصی است و تا قبل نماز ظهر هم قابل بازدید است. بعد از دیدار از مسجد جامع می توانید به سمت بازار سنتی و قاجاری بروید؛ بازاری که البته مانند بقیه بخش سنتی نورپردازی شده و می توانید شب و روز حتی بعد از تعطیلی در آن قدم بزنید. در این بازار البته مهم ترین سوغاتی اردکانی یعنی ارده و حلوا و روغنی که از آن استخراج می شود، تهیه و فروخته می شود.

 

عصاری های قدیمی اردکان در بازار و حوالی آن قرار دارند که می توانید از نزدیک فرایند روغن گیری از کنجد را ببینید. در کنار عصاری ها، رنگ رزی ها قرار دارند که در آنها از روناس، گرد روناس را که در رنگ استفاده می شود، گرفته می شود. در انتهای بازار هم بعد از گذر از یکی از همان گذرهای باریک به کوچه ای می رسید که در آن می توانید هم آب انبار و پایاب بازار را ببینید و هم آسیاب قدیمی و ۳۰۰۰ ساله اردکان را؛ آسیایی که ماننده همه آسیاب های مناطق کویری متصل به قنات های شهر است.

 

 

رنگ رزی های اردکان

دو خانه تاریخی و موزه فرش

بعد از گذشتن از چند کوچه باریک و خشتی در محل چرخاب به کوچه ای می رسید که در سر آن یک آب انبار قرار دارد و میانه کوچه ای باریک به موزه فرش و خانه آیت الله سید روح الله خاتمی ختم می شود. خانه آیت الله سید روح الله خاتمی یکی از مهم ترین خانه هایی است که در این منطقه قرار دارد و هم اکنون به عنوان موزه مفاخر شهر و یادگارهای خانواده خاتمی نگهداری می شود. این خانه که حدود ۲۰۰ سال قدمت دارد زادگاه رییس دولت اصلاحات و خانه پدری او تا زمان فوت آیت الله روح الله خاتمی است که از استادان سرشناس حوزه و امام جمعه و مدرس حوزه علمیه اردکان بوده است. خانه خاتمی مانند بسیاری از خانه های کویری ساده و دارای دو بخش تابستانی و زمستانی است.

 
دو بخش خانه با حیاطی مربع که در مرکز آن یک حوض قرار گرفته جدا می شود. بخش زمستانی یا آفتاب گیر خانه که در ورودی قرار دارد هم اکنون به موزه آثار و یادگارهای صاحب خانه اختصاص دارد. سه اتاق کوچک درهم با درهای چوبی دو لنگه و شیشه های رنگی و سردر هلالی آن یادآور کلاس های درس و حافظ خوانی و مثنوی آیت الله سید روح الله خاتمی و فرزندانش را دارد. در گذر از حیاط به بخشی می رسیم که پیش از این اتاق های اهالی خانه بوده و حالا تبدیل به موزه مفاخر شهر اردکان شده است. مناره بادگیری که آن سوی حیاط به چشم می خورد نشان از تابستانی بودن بخش جنوبی خانه دارد که شامل مطبخ (آشپزخانه)، اتاق بادیگر و آب انبار است.

 

مطبخی که تا پیش از تبدیل این خانه به موزه همچنان اصالت خود را حفظ کرده و تنور سنگی و اجاقش نشان از سال ها کار و گرمای آتش دارد. پشت مطبخ و اتاق بادگیر پایاب قنات به سمت آب انبار می رود. آب مصرفی این خانه و چند خانه همسایه آن از یکی از ۵۷ قناتی که در اردکان داشت سیرآب می شد. آب با کمک شبکه به هم پیوسته لوله کشی به پایاب قناتی که در هر خانه ساخته می شد می رسید در آب انبار جمع و مورد استفاده قرار می گرفت. در کنار آب انبار مانند همه خانه های مناطق گرمسیر یخدان خانه قرار دارد که محل قرار دادن غذاهایی بوده که احتمال خراب شدن آنها می رفت.

از خانه که بیرون بیایید موزه فرش ار دکان در مقابل تان است. نکته جالب در موزه های اردکان یکی قرار گرفتن آنها در بناهای تاریخی است و دومی این است که توسط بخش خصوصی راه اندازی شده اند. موزه فرش هم که در خانه ای تاریخی بنا شده توسط بخش خصوصی راه اندازی شده است. البته هم اکنون موزه فرش این شهر به خاطر بازسازی تعطیل است. بعد از خانه آیت الله خاتمی باز اگر کوچه را ادامه بدهید به بن بست نمی خورید و به سمت کوچه ای می روید که شما را با یک گذر به کوچه ای می رساند که در آن خانه تاریخی «تقدیری ها» قرار دارد.

 

 

خانه تقدیری ها 

 

خانه تقدیری ها هم مانند خانه آیت الله خاتمی یادگار دوران قاجاریه است و متعلق به یکی از تاجران شناخته شده شهر به همین نام یعنی تقدیری. این خانه به سبک خانه های یزد، به صورت چهاروجهی ساخته شده و دو بخش اعیان نشین و نوکرنشین دارد. اتاق های ان پنج در و یا سه در است که درها با شیشه های رنگارنگ و کوچک تزیین شده اند. اتاق های خانه در اطراف حیاط مرکزی قرار دارند. خانه تقدیری دو طبقه و یک بادگیر بلند نیز دارد. از خانه تقدیری ها که بیرون بیایید می توانید به کوچه ضیایی بروید تا علاوه بر دیدن خانه های تاریخی این کوچه با یکی از منحصر‌به‌فردترین الگوهای معماری شهری در شهرهای کویری آشنا شوید؛ «ساباط». 

شهر قنات ها

درست است که ایران کشور کم آبی است و نفس شهر و مردمش به آب بستگی دارد، اما در شهرهای کویری این نفس را از قنات هایی می گیرند که توسط نیاکان شان کنده شده و طول برخی از آنها به ۲۰ کیلومتر و حتی بیشتر هم می رسد. قنات هایی که مانند قنات «قطب آباد» اردکان بیش از هزار سال قدمت دارند. به نوشته برخی از منابع معتبر بیش از ۶۰ قنات در اردکان قرار دارد که در میان آن قطب آباد که از فیروزآباد میبد سرچشمه می گیرد بزرگ ترین و مهم ترین آنهاست و زمینی برابر ۱۲۰ هکتار را سیراب می کند.

 

 

در شهر اردکان آنچه می بینید پایاب های قنات ها و آب انبارهایی است که آب قنات ها با نهرهایی که زیرزمین حفر می کردند، به آنها سرریز می شد و بدین وسیله برای تابستان و زمستان آب ذخیره می کردند. در مسیر رسیدن آب قنات به پایاب و آب انبار، آسیاب هایی قرار داشتند. حالا یکی از این آسیاب ها در بافت تاریخی اردکان قرار دارد و می توانید با پایین رفتن تا دم سنگ کمی از سامانه عجیب و پیچیده تامین آب سر درآورید. البته آسیاب اردکان در عمق پایین قرار ندارد و بعد از گذر از حدود ۳۰ پله به محل دو سنگ آسیاب می رسد. این محل در عمق ۸ متری زمین است. در این محل نیروی آب توربینی چوبی را به چرخش در می آورد و نیروی به دست آمده به سنگ آسیاب منتقل شده و گندم را آرد می کرد. وسایل توزین گندم و  آرد هم در اینجا قرار دارند. 

محله شریف آباد

هرچند از دیدن بافت تاریخی و سنتی اردکان نمی شوند گذشت اما درست آن سوی این بافت، محله ای به اسم «شریف آباد» قرار دارد که محل زرتشتی های این شهر است. محله ای که مردمانش با شما از پندار و کردار و گفتار نیک می گویند. زرتشتیان بعد از شیعیان دومین گروه مذهبی را در اردکان مانند سایر شهرهای استان یزد تشکیل می دهند. هر چند به گفته خودشان تعدادشان به نسبت سال های قبل کمتر شده اما باز هم بخشی از مردم این شهر هستند. شریف آباد هم بافتی سنتی و خشتی دارد و شهرداری و سازمان میراث فرهنگی شهر در حال آماده سازی و کف سازی و مرمت برخی خانه های قدیمی آن هستند.

نکته: وارد محله که بشوید می بینید که بر در و دیوار بعضی از خانه ها به اندازه کف دست گل سفید کشیده شده است. زنان کهنسالی که در کنار در خانه های شان نشسته اند و با لهجه اصیل اردکانی با شما صحبت می کنند، توضیح می دهند که این گل سفید نشانه این است که اینجا خانه زرتشتیان است. در مرکز محله شریف آباد و پشت پارکی که در دل آن قرار گرفته یک خانه تاریخی متعلق به زرتشتیان به اسم خانه «سلامت» قرار دارد که البته برای دیدن از این خانه باید هماهنگی کنید.

 

بهترین زمان برای رفتن به محله زرتشتیان اردکان یک ساعت مانده به غروب آفتاب است؛ چرا که در آن زمان به خاطر نماز شامگاهی درهای آتشکده اردکان که در گذرگاهی که به اسم آتشکده نامگذاری شده باز می شود. آتشکده اردکان قدمت زیادی ندارد و بنایی ساده است. اگر نزدیک زمان نماز بروید کسی هست که در آنجا با صدایی بلند «خرده اوستا» بخواند؛ خرده اوستایی که برای یادبود کسی است یا برای سلامتی. دور تا دور سالن تصاویری از «آشو زرتشت» پیامبر ایرانی قرار دارد با پیام مهم او؛ یعنی پندار نیک، کردار نیک و گفتار نیک.

 

 

آش شولی

«شولی» خوران

نمی شود اردکان بروید و «شولی» مخصوص اردکانی ها را نچشید. این مهم ترین غذای اردکانی هاست. برای شولی خوردن هم پیشنهاد می کنیم بعد ازدیدن از محله شریف آباد به سمت پارک شهر بروید و در حاشیه این پارک شولی فروشی های شهر را می توانید پیدا کنید. شولی آشی ساده است که در آن سبزی، چغندر، پیاز، آرد، عدس می ریزند و با سرکه یا رب انار می خورند. البته کنار شولی آش دیگری هم در یزد پخته می شود که به آش جنوبی معروف است. این ها تنها خوردنی اردکانی ها نیستند.

 

از آنجایی که شیره توت، رب انار و ارده سوغاتی های مهم این شهر هستند اردکانی ها خوراکی دارند که از ترکیب این سوغاتی ها فراهم آمده. یکی از این خوراکی ها «کورماست» است که ترکیبی از ارده و نمک و شیره توت است و خودشان می گویند برای پایین آوردن قند خون بسیار مناسب است. البته کور ماست را باید خود اردکانی ها درست کنند و مانند آش شولی به راحتی پیدا نمی شود. با خوردن شولی می توانید خودتان را آماده جاذبه های دیگر اردکان بکنید که خارج از شهر قرار دارد.

کویری در دل کویر

اگر اهل طبیعت گردی و کویرنوردی باشید اردکان یکی از مقصدهای درستی است که انتخاب کردید. در نزدیکی اردکان کویر این شهر قرار دارد که به «سیاه کوه» معروف است و شکل نعل اسبی اش معروف است. نقطه کویری بین دو کوه منفرد هرش به ارتفاع ۱۹۳۹ متر در جنوب و سیاه کوه به ارتفاع ۲۰۵۰ متر در شمال قرار دارد و مکانی مناسب برای جذب جریان های آبی و سیلابی است که از دامنه این دو کوه سرازیر می شود. برای ماندن در این کویر البته باید تجهیزات کافی را داشته باشید و یادتان باشد شب های کویری بسیار سرد و سوزنده است.

اشکفت

بالاتر گفتیم، اگر اهل طبیعت گردی هم باشید اردکان جای مناسبی است. در فاصله یک ساعتی شهر «عقدا» و ۷۰ کیلومتری اردکان یکی از غارهای منحصر به فرد مرکز ایران به اسم «اشکفت» یا «اشکفت یزدان» قرار دارد؛ غاری باستانی که از مکان های مذهبی زرتشتیان ایران و هند است. دهانه ورود به غار اشکفت بسیار دشوارگذر است و از روستای «هفتهر» دو ساعت پیاده روی تا آنجاست. دهانه غار بسیار کوچک است و به محوطه ای بزرگ باز می شود. این غار در صدر اسلام محلی برای نگهداری و حفاظت از آتش مقدس آتشکده کاریان و آناهیتا بود. این باعث شده تا در سال تعدادی از زرتشتیان به زیارت این غار بروند و چند روزی در آنجا اقامت کنند.

 

 

«اشکفت» در زبان محلی به معنای شکاف یا غار است. قطر بزرگ غار از سمت دهانه به سمت انتها از ۶۰ متر به ۴۵ متر کم می شود. سه استالاگمیت بزرگ در وسط غار ساخته شده که یکی از آنها حدود ۳ متر و ۸۰ سانتی متر ارتفاع دارد و دو ستون دیگر یک متر و ۲۰ سانتی متر ارتفاع و حدود ۴۰ سانتی متر قطر دارند. در داخل غار چندین حوض کوچک و بزرگ و آثاری از ساختمان دیده می شود که نشان دهنده کارکرد سکونتی و عبادتی این غار در گذشته بوده است.

نکته: برای رفتن به غار اشکفت یادتان باشد که باید تجهیزات کامل داشته باشید و سعی کنید تنها به این منطقه نروید و یک بلد راه محلی نیز همراه خودتان ببرید. در ضمن برای دو ساعت پیاده روی در جایی دشوارگذر (صعب العبور) آماده باشید.

قلعه عجایب

از پیر چک چک تقریبا ۱۵ دقیقه زمان نیاز است تا به یکی از عجیب ترین و دیدنی ترین مکان هایی برسید که در کویر مرکزی و شاید در سراسر ایران به چشم می بینید؛ «روستای تاریخی خرانق». روستا یا شهر خرانق در ۵۰ کیلومتری اردکان از یک سو  ۸۵ کیلومتری یزد از سوی دیگر قرار گرفته است. برای رسیدن به این شهر باید از کنار معادن معروفی چون معدن سنگ آهن چادرملو و معدن اورانیم ساغند و باریت و روی و گرانیت و منطقه حفاظت شده دره انجیر گذشت. دره ای که در آن، زمانی نمونه های یکه ای از حیواناتی مانند کل، بز، قوچ، گربه وحشی، سیاه گوش و حتی یوز ایرانی زندگی می کردند.

 

تا چند سال پیش روستای خرانق در میان همان قلعه قرار داشت، اما با توجه به بافت تاریخی این مکان، مردم به تدریج این قلعه را ترک کردند و به روستای تازه سازی در کنار آن رفتند. مهم ترین بخش دیدنی خرانق بی تردید همین قلعه تاریخی است که یکی از مهم ترین و بزرگ ترین قلعه های مسکونی داخل ایران بوده. براساس کاوش های باستان شناسی این قلعه حدود ۴۵۰۰ سال پیش ساخته شد. از آن جایی که این مکان در مسیر راهزنان قرار داشت مردم قلعه را ساختند تا در آن از دست راهزنان درامان باشند. به گفته باستان شناسان برج و باروی قلعه در قرن های بعدی ساخته شد.

 

 

قلعه خرانق

 

این قلعه به شکل یک موزه می تواند نظرتان را جلب کند. سعی کنید رفتاری را که در بافت تاریخی اردکان داشتید اینجا هم داشته باشید؛ بگذارید راه شما را پیش ببرد تا بتوانید کوچه پس کوچه ها و خانه های دوطبقه و سه طبقه آن را کشف کنید. یکی از عجایب این قلعه شکل مار مانند و کوچه های پیچ در پیچی است که برای جلوگیری از راهزنان ساخته شده و اتفاقا همین جذابیت این قلعه است. درون قلعه ۸۰ خانه قرار داشته که بخشی از آنها هم اکنون احتیاج به مرمت بیشتر دارند، اما لا به لای این خانه ها برخی از خانه ها سالم تر مانده اند و می توانید داخل آنها را ببینید. بیشتر این خانه ها دو یا سه طبقه است و متناسب با توانایی اقتصادی و موقعیت اجتماعی قلعه نشینان طراحی و ساخته شده اند. دیواره های قلعه از خشت و گل است و سقف آن از تیرهای چون حصیرهای الیافی، چوب و پوشال است.

 

این خانه دارای سقف های گنبدی و گهواره ای است و دارای شش برج نگهبانی است که متصل به بدنه قلعه است. همچنین این قلعه دارای چهار دروازه به نام های دروازه بالا، پایین، رضاخان سرداری و خالو است و اطراف قلعه کوچه های باریکی است که معروف ترین آنها کوچه گرگ است. در بخشی از این قلعه برجی قرار دارد که گفته می شود منارجنبان خرانق است. البته هم اکنون منارجنبان خرانق تعطیل است و ظاهرا قرار است بازسازی و دوباره جنبیدن را از سر گیرد. اگر روی دیوارهای برج قلعه خرانق بایستید می توانید دیگر دیدنی های این منطقه را ببینید.

 

یکی از این دیدنی ها که در فاصله ۵۰۰ متری قلعه است، پل تاریخی خرانق است که روی یک پایه سنگی ساروجی قرار دارد. احتمال می رود که این پل سیل شک نبوده باشد. این پل احتمالا در زمان اشکانیان ساخته شده است. کمی آن طرف تر از پل هم بقعه ای وجود دارد که به مزار «بابا خادم» معروف است. گفته می شود که این مکان یکی از مناطقی بود که امام رضا (ع) در سر راه مشهد از آن گذشت و قدمگاه ایشان به عنوان «مشهدک» معروف است. در اینجا بود که خادم امام بیمار شد و درگذشت و به خاک سپرده شد و بقعه بابا خادم مدفن او است. بیرون قلعه کاروانسرای خرانق قرار دارد؛ کاروانسرایی که البته اگر بخواهید شب را در این منطقه بمانید، حتما باید با هماهنگی صورت بگیرد.

 

 

 پل خرانق

مزرعه مهر

تا اشکفت می روید حتما سری هم به عقدا بزنید؛ شهری در ۶۰ کیلومتری اردکان که از شهرهای دیدنی و زادگاه افراد شناخته شده ای چون میرزا رضای کرمانی ملقب به شاه شکار، قاتل ناصرالدین شاه است. این شهر از گذشته محل زندگی مسلمان و زرتشتیان بوده است و بناهای تاریخی مهمی چون کاروانسرای چاه ریگ و چهار طاقی مشهوری دارد که دیدنی است. اما شاید بخشی از شهرت عقدا جز غار اشکفت مربوط به مکان های مشهور زرتشتیان در این شهر است. یکی از این مکان ها که به مزرعه مهر نامگذاری شده به مزار شاهدخت ساسانی مهربانو شناخته می شود.

براساس باورهای محلی این مکان آرامگاه دختر کوچک یزدگرد است که بعد از جداشدن از خواهران و برادر و مادرش به همراه پارس بانو خواهر دیگر به عقدا آمد و اینجا از گرسنگی و تشنگی جان سپرد و پیکرش را در همین منطقه دفن کردند. مردم در آن محل شمع روشن می کنند. مزرعه مهر یکی از نقاط مهم زرتشتی نشین منطقه اردکان است. در بخش غربی شهر عقدا در جایی که روستای «زرجوع» قرار دارد زیارتگاه کوچکی در شکاف سنگ قرار دارد که در باور مردم منطقه محلی که «پارس بانو» خواهر مهربانو در آن جا در اثر گرسنگی درگذشته است. در روزگاران گذشته لباس مقنعه مانندی در شکاف کوه قرار داشت که گفته می شد متعلق به پارس بانو بوده . این لباس هم اکنون از کوه جدا شده و در جایی نگهداری می شود. در اطراف این نیایشگاه خیمه هایی ساخته شده که هر سال از ۱۳ تا ۱۷ تیرماه پذیرای افرادی است که برای برپایی مراسم آیینی پارس بانو به این منطقه می آیند.

نکته: داستان مفصل خانواده یزدگرد و ماجرای شان در یزد را در بخش «پیر چک چک» بیشتر خواهیم خواند.

نگهدار شاهزاده ساسانی

یکی از کلماتی که در استان یزد زیاد به گوش تان می خورد واژه «پیر» است. پیرها در حقیقت مکان های مذهبی هستند که متعلق به زرتشتیان است و باور عمومی بر این که این مکان های متعلق به فرزندان یزدگرد سوم است که بعد از فرار و انتشار خبر کشته شدن آخرین شاه ساسانی، به مرور پناه آوردند. اما در میان این پیرها، «پیر چک چک» یا نیایشگاه سبز اردکان یکی از مهمترین بناهای مذهبی زرتشتیان است. درباره تاریخچه نیایشگاه پیر چک چک اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما زرتشتیان و محلی ها معتقدند این نیایشگاه متعلق به نیک بانو دختر یزدگرد است.

 

بنای پیر چک چک در میانه دو کوه در بالای دره ای ساخته شده که در آن چشمه ای همیشه جاری قرار دارد و قطره قطره های آبی که از این چشمه سرازیر می شود چک چک به داخل مکانی که در دل صخره برای عبادت قرار داشت، می چکد. این شاید مهم ترین دلیل نامگذاری این محل به نام «پیر چک چک» یا «پیر چک چکو» معروف باشد. البته برخی هم این نیایشگاه را پیر سبز می نامند که به خاطر درختان همیشه سبزی است که در دل کوه به چشم می خورند. یکی از این درخت ها چناری کهن است که محلی ها معتقدند به داستان نیک بانو باز می گردد.

 

 

زیارتگاه پیر چک چک

نکته: «پیر چک چک» ۴۵ دقیقه دورتر از اردکان در جاده یزد به طبس و مشهد قرار دارد و نزدیک خرانق است. برای همین یک نصف روزتان را باید خالی کنید تا از این منطقه دیدن کنید. جاده اردکان به پیر چک چک در دل کویر این شهر ساخته شده و سیاه کوه را که پیشتر درباره اش صحبت کردیم می توانید در راه ببینید. اگر ماشین شخصی ندارید هم مشکلی نیست، می توانید در اردکان ماشین بگیرید. در چک چک فروشگاه و رستوران وجود ندارد.

شاهزادگان آواره یزدگرد

براساس باور عمومی و اسناد تاریخی یزدگرد سوم هفت فرزند؛ پنج دختر و دو پسر داشت. این فرزندان به همراه همسر یزدگرد، کتایون بانو بعد از رسیدن خبر کشته شدن یزدگرد به سمت مرکز ایران آمدند تا از حمله اعراب در امان باشند. در نزدیکی یزد این خانواده از هم جدا شدند. «مهربانو» و «پارس بانو» به سمت «عقدا» رفتند و در آن جا درگذشتند. «شهربانو» هم به باور ایرانی ها توسط عرب ها به اسارت گرفته شد و به مدینه برده شد و همسر امام حسین (ع) شد. «نازبانو» راه مخالف خواهران را پیش گرفت و به سمت جنوب رفت و در کوه «تیجنگ» گم شد و آرامگاه معروف «پیر نارکی» جایی است که او در  آنجا دفن شده است.

 

 

زیارتگاه پیر نارکی

 

«کتایون بانو» به همراه «اردشیر» پسر کوچک تر به سمت یزد رفتند. اما آن دو هم، از هم جدا شدند و اردشیر در شرق یزد د رجایی گم شد که امروز به پیر «نارستانه» معروف است. کتایون هم در آستانه ورود به یزد پشت حصار خود را به چاهی انداخت که هم اکنون به «ستی پیر» یا آرامگاه کتایون معروف است. از میان این خانواده «نیک بانو» به همراه «مروارید» که به زبان های باستانی ایران، «هریشت» یا خدمتگزار او بود به سمت اردکان رفتند. به نظر می رسد که مروارید در میانه راه به هر دلیلی از او جدا شد و نیک بانو راه خود را در تنهایی به سمت شرق ادامه داد تا پای کوهی رسید که حالا نیایشگاه چک چک در آن قرار دارد.

 

او در پای کوه بود که سیاهی لشگر را دید و ترسان از کوه بالا رفت و در میانه راه بالا رفتن- آن طور که در باور محلی است- توانش را از دست داد و فریاد زد کوه مرا در آغوش بگیر! با گفتن این جمله در شکاف کوه گم شد. بعدها چوپانی که گله اش را گم کرده بود به اینجا رسید و آبی که از شکاف کوچه چک چک می آمد، او را از تشنگی نجات می دهد و در خواب صدای «نیک بانو» را می شوند که می گوید اینجا برای من اتاقی بساز و شمعی بیافروز تو.

 

به سلامت گله ات را پیدا خواهی کرد. او وقتی از خواب بیدار می شود گله اش را پیدا می کند و به کمک بزرگان روستایش، این زیارتگاه را بنا می کند. از آن جایی که همیشه چشمه آبی در این مکان روان بوده برخی از پژوهشگران معتقدند، این مکان در گذشته یکی از پرستشگاه های مهم آناهیتا بوده. این نظری است که درباره کوه بی بی شهربانو نیز داده می شود. به هر روی، پیر چک چک منطقه ای است دیدنی چه به لحاظ طبیعت گردی و چه به لحاظ گردشگری تاریخی. بهشتی کوچک و سبز در دل کویر مرکزی ایران که تا از نزدیک آن را نبینید، باورکردنش سخت خواهدبود.

در حصار کوه

برای رسیدن به نیایشگاه پیر چک چک نیازی نیست سینه کوه را بگیرید و بالا بروید، از پای کوهی که نیایشگاه در میانه آن قرار گرفته راهی پلکانی ساخته شده که در دو طرف آن مکان هایی برای استراحت و اتاق هایی است که می توان در آن اقامت کرد. البته اقامت در این منطقه باید در هماهنگی با انجمن زرتشتیان شریف آباد باشد که اداره پیر چک چک را به دست دارند. در اطراف پله هایی که به سمت نیایشگاه می روند پر از جملاتی از زرتشت و بخش هایی از گاتاهای مشهور اوست. روی یکی از تابلوها نوشته شده: «پاکی و پارسایی و پرهیزگاری بهترین کار نیک و مایه خوشبختی است.» روی بعضی از تابلوها هم تاکید شده که برای ورود به این مکان باید کاملا پاک بود.

 

 

 

از زنان و دختران زرتشتی هم خواسته می شود که با پوش و لباس سنتی خود وارد چک چک شوند. در هنگام ورود به نیایشگاه که باید کفش ها را از پا درآورید و مردان هم کلاه سفیدی بر سر داشته باشند. در دیواره کوه آتشگاهی سه شاخه قرار دارد و در مقابل آن ظرف لوتوس که ۱۲ شاخه به نشانه ۱۲ ماه سال دارد. در کنار آتشگاه مکانی است که چک چک آب از کوه به زمین می خورد. این قطرات آب برای زرتشتیان تبرک شده. اگر بخواهید می توانید عود روشن کنید. آیین روشن کردن عود در نیایشگاه های زرتشتی این گونه است که عود را باید از آتش آتشگاه روشن کرد و گذاشت تا شعله آن خاموش شود و بعد باید سر آن را به ۱۲ برگ لوتوس زد و به ستون عوددان متصل کرد. حالا بعد از دیدار از نیایشگاه می توانید از بالای آن به کویری که رو به روی شماست نگاه کنید.

نکته: دیدن از پیر چک چک مشکل خاصی ندارد و تنها در فاصله ۲۰ تا ۲۷ خردادماه که مراسم رسمی در آن جا برگزار می شود اجازه ورود به غیرزرتشتیان داده نمی شود.

هریشت شاهزاده

در راه بازگشت از خرانق و چک چک به اردکان حتما سری هم به «پیر هریشت» بزنید و از نیایشگاه آنجا دیدن کنید. داستان این نیایشگاه در ادامه داستان «نیک بانو» است. «مروارید» خدمتگزار نیک بانو در همین جا از او جدا شد. شاید همین جا درگذشت و نیک بانو او را گذاشت و به سمت چک چک رفت.

 

 

 

پیر هریشت هم مانند چک چک در بلندای کوهی قرار دارد. هر چند این کوهی به بلندی چک چک نیست. برای رسیدن به نیایشگاه که از سنگ سفید ساخته شده پلکانی وجود دارد که می توانید به راحتی به آن برسید. آرامگاه دو اتاق دارد. در اتاق دوم گوری قرار دارد که دور تا دور آن هم اکنون حفاظ شیشه ای گذاشته شده است. در اینجا هم مانند پیر چک چک آتشگاهی قرار دارد. روی این گور شمع و گل و قند برای تبرک قرار می دهند.